باز کردن کلاف های گره خورده ذهن-

باز کردن کلاف های گره خورده ذهن-,تماس برقرار است؛ حتی اگر کسی پشت خط نباشد..[اینجا،آخرین چراغ هنوز روشن است.]

درباره سایت
ایستگاهی کوچک برای نوشته‌های یک رهگذر.
باز کردن کلاف های گره خورده ذهن-

چندوقته به یک نتیجه ای ناخوشایند راجع به دوستیم با دوست صمیمیم رسیدم،

اون فقط دنبال گوش شنواعه که بگه مامانم فلان کار و کرد با فلانی این بحث پیش اومد و..

و خب چندان براش اهمیت نداره که احساسات طرف مقابلش چیه.

و کی مطمئن شدم که این درک کردن یک طرفه است؟وقتی که خودم حالم خوب نبود و اون ناراحت میشد ازاینکه من به حرفاشوش نمیدونم یا مثل قبل صمیمی جوابشو نمیدم.

و خب تاحدودی فکر میکرد خودمو میگیرم:/

و خیلی برام درد داشت که تا نصفه شب به حرفاش گوش میدادم و راهکار میدادم یا بهش دلداری میدادم و وقتی حال خودم خوب نبود بازم به فکر خودش بود.

و عجیب اینکه بخاطر کنکور بهش گفتم نمیتونم چت کنم و فقط وقتی کار مهم و حیاتی داری پیام بده و. ناراحت. شده بودددد و. نتیجه قابل پیش بینی؟همچنان پیاام میده و از مامانش گله میکنه،

یاانیکه وقتی خودش درس نخونده*(و نمیخونه)و ما(اکیپ یاا بچه هاای کلاس)درس خوندن وو نمراتشون خوب میشه ناراحت میشه و قهر میکنه وو ادامه ی بچه بازی ها.

و تیر خلاص کجا بود؟وقتی حسودی ها یا حتی مسائل مضخرفی مثل: فلانی شهرستانیه ،وای خداا اصالتشون مال فلان روستاس🙄 روو ازش دیدم

یا وقتی راجع به ماشین جدید خاله اش حسودی میکرد،

وای من اصلا نمییتونم بپذیرم کسی نسبت به داشته های دیگران اینجوری فکر کنه.

ببینین منظورم از حسودی این‌نیست که طرف بگه وای کاش منم داشتم،

اینه که ببگه چرا اون داره؟نباید داشته باشه.

آره من نمیتونم بااین موضوع کنار بیام و نمیدونم چچجوری بیانش کنم.

چندبار خواستم برم به پشتیبانم بگم که حرفاش تمرکزمو بهم میریزه،

ولی خب یه جوریه.نمیدونم چرا پییخوام. همه چیو خودم درست کنم‌ و باهمین کار خوددموو ناابود میکنم .

پنجشنبه نهم مهر ۱۴۰۵17:24اپراتور ِ شب(۰۰:۰۰)
آخرین مطالب
لینک دوستان
امکانات سایت