غرغر های پیرزنِ آن‌طرف خط

غرغر های پیرزنِ آن‌طرف خط,تماس برقرار است؛ حتی اگر کسی پشت خط نباشد..[اینجا،آخرین چراغ هنوز روشن است.]

درباره سایت
ایستگاهی کوچک برای نوشته‌های یک رهگذر.
غرغر های پیرزنِ آن‌طرف خط

امروز هر لحظه اینجوری بودم که توروخدا اون زیرنویس کوفتی رو از چهره ات حذف کن..،

در لحظه لحظه حضور در مدرسه مورد عذاب قرار میگیرم،

باید یه جوری خودم رو از اون کلاس و آدم ها نجات بدم وگرنه تا روز کنکور هیچی از مغز و روانم باقی نمیمونه.

به معنای واقعی کلمه دوست دارم وقتی برمیگردم خونه تمام حرف ها و تیکه هاشونو بالا بیارم تا ذهنم آروم بشه.

کاش میشد...

پ.ن:در اسرع وقت باید رنگ فونت قالب رو به سفید یا رنگ روشن تر تغییر بدم.(کور شدم)

دوشنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۵2:27اپراتور ِ شب(۰۰:۰۰)
آخرین مطالب
لینک دوستان
امکانات سایت