آخرین کیوسک[باقی‌مانده در شهر اشباح]

آخرین کیوسک[باقی‌مانده در شهر اشباح],تماس برقرار است؛ حتی اگر کسی پشت خط نباشد..[اینجا،آخرین چراغ هنوز روشن است.]

درباره سایت
ایستگاهی کوچک برای نوشته‌های یک رهگذر.

ما دل سپرده‌ایم به گریه برای هم

باران به جای من، من و باران به جای هم

ابری گریست در من و در وی گریستم

تا دم زنیم دم زدنی در هوای هم

_حسین منزوی

جمعه بیستم شهریور ۱۴۰۵22:47اپراتور ِ شب(۰۰:۰۰)
آخرین مطالب
لینک دوستان
امکانات سایت