آخرین کیوسک[باقی‌مانده در شهر اشباح]

آخرین کیوسک[باقی‌مانده در شهر اشباح],تماس برقرار است؛ حتی اگر کسی پشت خط نباشد..[اینجا،آخرین چراغ هنوز روشن است.]

درباره سایت
ایستگاهی کوچک برای نوشته‌های یک رهگذر.

درحالی که داشتم از گشنگی جون میدادم و همه ی خوراکیام تموم شده بود.

فرشته مهربون در کالبد دختر میزکناریم تو سالن مطالعه ظاهر شد و بهم پیتزای مامان پز دادددد.

دوشنبه سی ام شهریور ۱۴۰۵19:9اپراتور ِ شب(۰۰:۰۰)
آخرین مطالب
لینک دوستان
امکانات سایت